|
روانشناسی بهداشت,در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله,تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار می گيرد . در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش,توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند,می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند,بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد,سلامت ساز است. گذاشتن اسم روي بچه ها " لال " یا " بچه بد " اگر کودکان را نامهايي مانند احمق و تنبل و... بناميد باور مي کنند که داراي اين صفات و خصوصيات است. به علت آسيبي که به کاربردن اين نامهاي منفي به شخصيت بچه ها وارد مي کند اعتماد به نفس او از بين مي برد. اگر کودکي به صفت « زشت » ناميده شود ممکن است .... مقدمه بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن شخصیت (Personality) فرد پایهریزی شده و شکل میگیرد. امروزه این حقیقت انکارناپذیر به اثبات رسیده است که کودکان در سنین پایین (طفولیت) فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز ندارند، بلکه این توجه باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی ، عاطفی ، شخصیتی و هوشی را دربر گیرد. این ابعاد عوامل تعیین کننده و اساسی یک انسان هستند که از دوران کودکی پایهگذاری و شکل میگیرند. مقدمه ازدواج یکی از مراحل مهم در زندگی انسان به شمار میرود. نتایج اطلاعات متعددی که در مورد ازدواج انجام شده بر اهمیت آن در سلامت جسمانی و روان شناختی تأکیده کردهاند. در دهههای اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان بالینی و خانواده به کیفیت روابط زناشویی ، رضایت زوجین و تأثیر آن در سلامت خانواده جلب شده است. بطور کلی آنچه در مباحث روانشناسی ازدواج مورد توجه است بررسی عوامل مؤثر بر ازدواج و عوامل ارتقاء دهنده شرایط کیفی ازدواج است که مباحثی چون نقش عوامل مادی ، فرهنگی ، روانی ، شخصیتی را بر تصمیم گیری ازدواج و رضایت ازدواج را در بر میگیرد. شيوههاي تأثير موسيقي از سال 1920 مطالعات گوناگوني به بررسي تأثيرات موسيقي بر عملكرد تن و روان پرداختهاند: نخستين گروه پژوهشها توسط ولد (1916) و ديسرنز (1923) انجام شد، که اثر موسیقی بر سیستم اعصاب مرکزی (CNS) را نشان داده است. در پژوهشي ديگر داي نو (1977) و هدج (1980) صورت گرفت. يكي از پديدههايي كه در دهه اخير مورد استقبال زيادي قرار داشته است، پديدهي هوش هيجاني بوده است، كه دليل اين امر توانايي فرضي هوش هيجاني بالاتر در حل بهتر مسائل، كاستن از ميزان تعارضات بين آنچه كه انسان احساس ميكند با آنچه كه فكر ميكند- يا همان تقابل قديمي «عقل» و «دل» - و مشاهده زندگي شاد و موفقيتآميز كساني بوده كه از تحصيلات عالي برخوردار نيستند ولي به دليل هوش هيجاني بالا به اين خوشبختي دست يافتهاند. پژوهشهاي متعددي نشان داده كه هوش هيجاني ميتواند سبب افزايش ميزان سلامتي، رفاه، ثروت، موفقيت و عشق و شادي گردد. عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي فرد خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد. اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد: در بین تمام سندرمهای عمده روانپزشکی تعریف و توصیف اسکیزوفرنی از همه دشوارتر است. علت عمده این مشکل این است که در طول 100 سال گذشته مفاهیم بسیار متباعدی از اسکیزوفرنی در ممالک مختلف و بوسیله روانپزشکان مختلف بیان شده است. تفاوتهای ریشهای عقاید در این زمینه تا به امروز دوام دارد. مفهوم اختلال روانی مثل بسیاری از مفاهیم در طب و علوم دیگر فاقد تعریف عملی ثابتی که پوشاننده همه موفقیتها باشد بوده است. قابل قبولترین تعریف اختلالهای روانی را به صورت زیر توصیف می کند؛ هر یک از اختلالات روانی به صورت یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روانشناختی مهم بالینی تصور شده است که در یک فرد روی میدهد و با ناراحتی (یک علامت دردناک) یا ناتوانی (تخریب در یک یا چند زمینه مهم عملکرد) یا با افزایش قابل ملاحظه خطر مرگ ، درد ، ناراحتی و ناتوانی یا فقدان مهم آزادی ، همراه است. به علاوه این سندرم یا الگو نباید صرفا یک پاسخ قابل انتظار و تایید شده فرهنگی در مقابل رویدادی خاص مثلا مرگ یک شخص مورد علاقه باشد. علت اصلی هر چه باشد فعلا باید آن را تظاهر یک اختلال کارکردی زیست شناختی رفتاری یا روانشناسی در فرد تلقی نمود. اين روزها هرجا ميروي سخن از NLP و تکنيک مهندسي ذهن است. افراد بيشماري کتاب هاي متعددي در باب اين علوم نسبتاً جديد خوانده اند. مجلات متعددي با تيتراژ بالا پيرامون اين موضوعات چاپ مي شود اما کمتر کسي است که بتواند تعريف مشخص و واضحي از NLP ارائه دهد. حتي معمولاً نمي دانند که واژه NLP مخفف عبارت : Neuro Lingustic Programming مي باشد.
|
|
